نگاه به نامحرم در انجیل

 

"اگر دستت یا پایت تو را بلغزاند آن را قطع کرده و از خود دور انداز
 
 زیرا تو را بهتر است که لنگ یا شل داخل حیات شوی
 
از آنکه با دو دست یا پا در نار (آتش)جاودانی افکنده شوی .
 
اگر چشت تو را لغزش دهد آن را قلع کرده ،ازخود دور انداز ،
 
زیرا تو را بهتر است با یک چشم وارد حیات شوی ،
 
از اینکه با دو چشم در آتش افکنده شوی (انجیل متی باب هجدهم )
 
شگفت اینکه قرآن کریم و تورات و انجیل فعلی مردم را از این گناهان
 
حذر داشته است و کسانی که امروز ادعای پیروی از
 
 این دو پیامبر بزرگ را می کنند ،اگر راست می گویند
 
 باید به دستورات کتاب مقدس خودشان عمل کنند ،
 
اما متاسفانه اکثر بی بند و باری های زنان
 
 از جانب اینان به سراسر عالم سرایت کرده است
 
خواهرم راه چه کسانی را دنبال می کنی ؟
 
بیائید برای استقبال از تنها معصوم باقیمانده عالم خود را آماده کنیم

  
نویسنده : سید جعفر فاطمی نوش آبادی ; ساعت ۱:٥٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳ بهمن ،۱۳۸٦


آیه ۷ و۸ سوره مبارکه دهر

اطعام-آیه 7و8 سوره دهر

  
نویسنده : سید جعفر فاطمی نوش آبادی ; ساعت ٥:٢۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ مهر ،۱۳۸٦


آخر زمان یعنی چه ؟

 اگرزمان اگرزمان همان چیزی باشد که ساعت اندازه می گیرد وگردش دورانی زمین موجب می شود مسلماً هنگامی پایان می پذیرد که زمین از حرکت باز ایستد یعنی منظومه شمسی فروپاشد ونهایتاً کائنات از حرکت ونظم باز ایستد . البته چنین وضعیتی بعنوان پایان جهان درهمه مذاهب الهی پیشگوئی شده است . ولی آخرالزمان در قلمرو ادراک وصفات بشری امری دگراست ووضعیتی کاملاً روحانی می باشد که البته مقدمه بشری آن قیامت جهانی است . هرچند که این مقدمه به تعبیر قرآنی پنجاه هزار سال بطول می انجامد که این همان عرصه آخرالزمان است که در لفظ قرآنی ودر نزد خدا به مثابه یک روز است .وامّا زمان در ادراک وحسّ بشری امری تماماً منوط به انتظار است : انتظار فرارسیدن شب وروز وفصل وماه وسال و.... . این انتظار امری تماماً بشری است وچنین انتظاری در هیچ حیوانی نیست . در حقیقت انتظار حاصل آرزو وآرمان وامید است وبمیزانی که آدمی یا بدلیل به کام رسیده گی ویا از فرط اشدّ ناکامی ویاٌس از آرزو وآرمان خود دست می کشد وانتظارش به پایان می رسد دچار وضعیت آخرالزمانی می شود . وچنین وضعی امروزه در افراد وجوامع بشری کمابیش در حال پیدایش است . این حالت نوعی وضعیت صفر ورکود است که گوئی حرکت زمان را در بشر به پایان میرساند ولذا گردش زمین ودگرگونیها اثری به حال چنین انسانی ندارد . وآنگاه که این انتظار به پایان میرسد ناجی از راه میرسد .بدون شکّ چنین وضعی در موٌمنان حقیقی دارای ویژگی کاملاً متفاوت ومتضادی است وآن اوج واشدّ انتظار است در غایت نومیدی .بسیاری از نشانه های چنین وضعیت روانی در انسان ، امروزه کمابیش در حال روی دادن است : بروز فزاینده جنون وجنایت ، گرایش به مخدرات ، خودکشی ، رشد فزاینده کفر وتبهکاری .... . که جملگی محصول یاٌس واز میان رفتن حسّ انتظار و به پایان رسیدن حرکت زمان در روان بشر است . این همان وضعی است که اندیشه را عقیم می سازد واحساس را می کشد واراده را فلج می کند وارزشها دچار پوچی می شوند وقوانین بی اعتبار می گردند وعهد ووفا ناممکن می آید و.... اینها جملگی در پیشگوئی ائمه اطهار (ع) درباره آخرالزمان وجود دارد . وعجیب اینکه این اختلال در حرکت زمان در نفس انسان در جهان واقعیت بیرونی ونظام طبیعت نیز کمابیش خود نمائی می کند که امروزه شاهدیم .نشانه های آخرالزمان آنقدر محسوس وعینی است که امروزه لامذهب ترین آدمها را نیز به اعتراف کشانیده است . آخرالزمان یک واقعیت است ونه صرفاً یک باور مذهبی . 
 دکتر علی اکبر خانجانی  

  
نویسنده : سید جعفر فاطمی نوش آبادی ; ساعت ٥:۱٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ مهر ،۱۳۸٦


 

  
نویسنده : سید جعفر فاطمی نوش آبادی ; ساعت ٤:٤٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ مهر ،۱۳۸٦


اسامى برخى مدعَيان دروغین مهدويت در طول تاريخ


 از جمله مسائلى كه ثابت مى كند موضوع مهدويت و ظهور يك مصلح غيبى از مسائل مسلمى بوده كه مسلمانان بدان اعتراف داشته اند، ادعاى عده اى است كه در طول تاريخ خود را به عنوان مهدى موعود معرَفى كرده اند .
 
 اسامى برخى مدعَيان مهدويت در طول تاريخ از اين قرار است: ابو اسحاق ابو عبيده ثقفى، كيخسرو، ابوالحسن زيد بن على، ابوالعباس سفاح، ابو مسلم امين آل محمد، معروف به ابو مسلم خراسانى، ابن مقفع، ابو محمد عبدالله مهدى، حاكم بامر الله، ابو عبدالله مغربى، مهدى سودانى، عباس الرَيفى، اَلرجل الجَبَلى، توزرى، الرجل الطرابلسى، السيَد محمد الجونپورى الهندى، سيد محمد مشهدى، موسى كردى، ابوالكرم دارانى، شيخ علايى، عبدالله عجفى، بنگالى، محمد بن احمد سودانى، شيخ سعيد يمانى، السيد محمد بن على بن احمد الادريسى، الشيخ شمس الدين محمد الفريانى بن احمد المغربى، الشيخ المغربى، الرجل المصرى، محمد بن عبدالله، محمد قرمانى، غلام احمد قاديانى، ميرزا طاهر مشهور به حكاك، شيخ مهدى قزوينى، سيد محمدگجراتى هندى، سيد محمد همدانى، سيد ولى الله اصفهانى، ميرزا حسن همدانى، غلامرضا شاه معروف به مركب ساز، سيد على شاه هندى، هاشم شاه نوربخش، شيخ عبدالقدير بخارايى، ميرزا بلخى، ملا عرشى كاشانى، سيد على موسوى، ميرزا مشتاق على شيرازى، بايزيد تركمانى، سيد على محمد باب، ميرزا يحيى ازل، حسين على عبد البهاء و يوسف خواجه كاشغرى. (1)
 
 كسانى كه در تاريخ به مدعيان مهدويت شهرت يافته اند به اعتبارى بر سه گروه قابل تقسيم اند:
 
 1. كسانى كه ديگران روى انگيزه هاى خاصى،آنان را مهدى موعود خواندند . مانند: محمد حنفيه، زيد، محمد بن عبداله محض
 
 2. كسانى كه به انگيزه جاه طلبى و قدرت خواهى، چنين ادعاى دروغين نمودند مانند: مهدى عباسى
 
 3. كسانى لَه طبق نقشه استعمار و به اشاره بيداد گران، به چنين دجال گرى و فريب، دست يازيدند و خود را مهدى موعود معرفى كردند مانند: على محمد باب (2)
 
 مدعيان نيابت
 

 در عصر غيبت صغرى افرادى پيدا شدند كه به دروغ، مدعى سفارت و نيابت خاص امام بودند و در اموال متعلق به امام تصرفات بى مورد نموده و در مسائل فقهى و اعتقادى، سخنان گمراه كننده بر زبان مى راندند. از اين رو نواب خاص با رهنمود امام به مقابله با آنان بر مى خواستند وگاه در طرد و لعن آنان از ناحيه حضرت، توقيع صادر مى شد. شروع تفكر ادعاى
 
 دروغين نيابت، به دوران نايب دوم- محمد بن عثمان- برمى گردد. كسانى كه در اين دوران به دروغ ادعاى نيابت امام را داشتند، عبارتند از: ابو محمد حسن شَريعى، محمد بن نصَير نمَيرى، احمد بن هلال عبرتايى، ابو طاهر محمد بن على بن بلال، ابوبكر محمد بن احمد بن عثمان معروف به ابوبكر بغدادى، اسحاق احمر، باقطانى، حسين بن منصور حلاج. البته شلمغانى در زمان نايب سوم و ابودلف كاتب، پس از وفات نايب چهارم نيز ادعاى نيابت نموده اند. (3) از ديگركسانى كه ادعاى نيابت خاصه كرده اند: محمد بن سعد، شاعركوفى متوفى مال 540، احمد بن حسين رازى متوفى سال 670 ، حسين بن على اصفهانى متوفى سال 853 , على بن محمد سجستانى متوفى سال 860، سيد محمد هندى متوفى سال 987، شيخ محمد مشهدى متوفى سال 1090، سيد على مشهدى، شيخ محمد فاسى مغربى متوفى سال 1095و ميرزا محمد هروى. (4)
 
 با تعمق در روايات و حوادث دوران، علت انحراف مدعيان نيابت را مى توان چنين برشمرد:
 
 1. حرص و آز در تامين منافع نامشروع شخصى، 2. طمع به اموال و امكاناتى كه انبوه دوستداران امام عصر به آن ها داده بودند تا به وسيله آنان به آن حضرت برسد، 3. جاه طلبى و دوستى رياست و عشق به شهرت و قدرت، تا از وراى آن ها به جامعه، فرماندهى و رياست كنند. 4. و بالاخره پيروى از هواى نفس كه انسان را از حق و فضيلت باز مى دارد . سرانجام كارشان به جايى رسيد كه نفرين و لعنت حضرت مهدى شامل آنان گرديد و نگون بخت شدند.
 
 
 
 1. اديان ومهدويت، محمد بهشتى، ص 54
 
 2. امام مهدى ازولادت تا ظهور، سيد محمدكاظم قزرينى ص 6 53.
 
 3. زندگانى نواب خاص امام زمان عج، غفار زاده ص 179.
 
 4. اد يان و مهدويت , محمد بهشتى، ص 64.

  
نویسنده : سید جعفر فاطمی نوش آبادی ; ساعت ۱:٥٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٦ مهر ،۱۳۸٦